آتشنشانی؛ روایت شجاعت در خط مقدم و ضرورت آمادگی در برابر بحران
✍🏻…. یادداشت/ حامد اصغری کارشناس مدیریت بحران

به گزارش پایگاه خبری کویستان نیوز؛ آتشنشانان در لحظهای وارد میدان میشوند که دیگران از کانون خطر فاصله میگیرند. آنان به دل آتش میزنند تا جان انسانی را نجات دهند، حریقی را مهار کنند و از گسترش خسارت جلوگیری کنند. اما پشت هر عملیات موفق، تنها شجاعت نیست؛ آموزش، تجربه، تجهیزات، برنامهریزی، آمادگی جسمی و روانی و هماهنگی میان دستگاههای مختلف قرار دارد.
واقعیت این است که آتشنشانی فقط اطفای حریق نیست؛ نماد آمادگی یک جامعه در برابر بحران است. جامعهای که تنها پس از وقوع حادثه به فکر چاره میافتد، همواره بخشی از هزینههای بحران را با جان و مال مردم پرداخت خواهد کرد. مدیریت بحران واقعی از لحظه وقوع حادثه آغاز نمیشود؛ بلکه از روزی آغاز میشود که خطرها را میشناسیم و برای کاهش آنها اقدام میکنیم.
بسیاری از حوادث، پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، نشانههایی دارند؛ سیمکشی غیراستاندارد، وسایل گرمایشی ناایمن، بیتوجهی به مسیرهای خروج اضطراری، نقص تجهیزات اطفای حریق، ساختوسازهای غیراصولی و رعایت نکردن ضوابط ایمنی، همه هشدارهایی هستند که اگر جدی گرفته نشوند، ممکن است در چند دقیقه به یک حادثه بزرگ تبدیل شوند.
اینجاست که مفهوم پیشگیری اهمیت پیدا میکند. اگر بتوانیم یک خطر را پیش از تبدیل شدن به حادثه شناسایی و برطرف کنیم، در حقیقت مهمترین خدمت را به جامعه انجام دادهایم. گاهی بهترین عملیات آتشنشانی، عملیاتی است که هرگز به دلیل پیشگیری صحیح اتفاق نمیافتد.
در این میان، ایمنی مسئولیت یک دستگاه یا یک سازمان خاص نیست. شهرداری، آتشنشانی، دستگاههای اجرایی، مدیران ساختمانها، صاحبان واحدهای صنفی، مدارس، مراکز صنعتی و در نهایت خود مردم، هر کدام سهمی در ایجاد جامعهای ایمن دارند. نمیتوان همه مسئولیت را به آتشنشانی سپرد و انتظار داشت در زمان حادثه همه مشکلات را جبران کند.
آتشنشانی برای مقابله با حادثه آماده است؛ اما جامعه باید برای پیشگیری از حادثه آماده باشد
موضوع دیگری که باید جدی گرفته شود، آمادگی دستگاهها برای مواجهه با بحرانهای پیچیده است. بحرانهای امروز ممکن است همزمان چندین سازمان را درگیر کنند؛ از آتشنشانی و اورژانس گرفته تا هلالاحمر، شهرداری، دستگاههای خدماترسان و نیروهای انتظامی. بنابراین هماهنگی میان دستگاهها نباید در زمان بحران شکل بگیرد؛ این هماهنگی باید پیش از حادثه ایجاد، تمرین و ارزیابی شود.
در این مسیر، مانورهای آمادگی اهمیت ویژهای دارند. مانور نباید یک برنامه تشریفاتی برای ثبت چند تصویر و ارائه یک گزارش باشد. مانور واقعی باید ضعفها را آشکار کند؛ باید مشخص کند اگر ارتباط میان دستگاهها قطع شد چه میکنیم، اگر مسیرهای دسترسی مسدود شد چه برنامهای داریم و اگر حادثه همزمان در چند نقطه رخ داد، چگونه منابع و نیروها را مدیریت خواهیم کرد.
بحران جای تمرین کردن نیست؛ تمرین باید پیش از بحران انجام شود
پدافند غیرعامل نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ یعنی پیش از آنکه حادثه رخ دهد، آسیبپذیریها را بشناسیم و کاهش دهیم. ایمنسازی زیرساختها، رعایت اصول ساختوساز، پیشبینی مسیرهای جایگزین، آموزش نیروی انسانی، حفظ تداوم خدمات ضروری و ایجاد آمادگی در برابر سناریوهای مختلف، بخشی از همین نگاه پیشگیرانه است.
در کنار مسئولیت دستگاهها، مردم نیز نقشی تعیینکننده دارند. شهروندی که مسیر خروج اضطراری محل زندگی و کار خود را میشناسد، اصول اولیه مقابله با آتش را میداند، در زمان حادثه از رفتارهای هیجانی پرهیز میکند و به توصیه نیروهای امدادی توجه دارد، خود بخشی از زنجیره مدیریت بحران است.
آموزش ایمنی نباید فقط در کتابها، کلاسها و برنامههای مناسبتی باقی بماند. همانگونه که بستن کمربند ایمنی برای بسیاری از مردم به یک رفتار عادی تبدیل شده، رعایت اصول ایمنی در خانه، مدرسه، محل کار و اماکن عمومی نیز باید به یک فرهنگ روزمره تبدیل شود.
از سوی دیگر، نباید ایمنی را هزینه دانست. ایمنی یک سرمایهگذاری برای آینده است. هزینهای که امروز برای ایمنسازی ساختمان، آموزش نیروها، تجهیز آتشنشانی، اصلاح زیرساختها و برگزاری مانورهای واقعی پرداخت میشود، در حقیقت هزینهای برای کاهش خسارتهای انسانی و اقتصادی فرداست.