تنگه هرمز؛ کابوس ترامپ!
✍🏻… یادداشت تحلیلی/کویستان عبدالحکیمی
مدیر مسئول
به گزارش کویستان نیوز؛ترامپ در دوران ریاست جمهوریاش بارها سیاستهای متناقض و مبهمی در قبال ایران اتخاذ کرد. از یکسو به دنبال فشارهای حداکثری و تحریمهای شدید بود و از سوی دیگر در مواقعی از آتشبس و مذاکره سخن میگفت.
این تضادها و تصمیمات ناپایدار نه تنها جایگاه آمریکا را در دنیا متزلزل ساخت، بلکه بر فرآیندهای دیپلماتیک و امنیت جهانی تأثیر منفی گذاشت. در حالی که بسیاری از تحلیلگران سیاست خارجی بر این باورند که هرگونه مذاکره باید بر اساس احترام متقابل و رعایت تعهدات قبلی صورت گیرد، ترامپ در بسیاری از موارد اقدام به تغییر ناگهانی سیاستها و بر هم زدن توافقات بینالمللی کرد.

این سیاستهای ناپایدار، بهویژه پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق هستهای برجام، عملاً نشان داد که مذاکرات با کشورهایی مانند ایران نمیتواند بر پایه تهدیدات و فشارهای اقتصادی صورت گیرد.
ایران بارها تأکید کرده که هیچگاه در برابر سیاستهای غیرقابل پیشبینی و رفتارهای تهدیدآمیز تسلیم نخواهد شد و مذاکره تنها زمانی میتواند معنا داشته باشد که بر مبنای احترام متقابل و رعایت مفاد توافقات پیشین باشد.

اقتدار ایران در عرصه بینالملل نه تنها از پشتکار و قدرت نظامی آن سرچشمه میگیرد، بلکه از استراتژیهای دیپلماتیک هوشمندانهای ناشی میشود که در پی یک دهه جنگهای تحمیلی و درگیریهای منطقهای، به تدریج بر آن افزوده شده است. یکی از مهمترین نمونههای این اقتدار، جنگ دوازده روزه بود که در آن ایران توانست با واکنشهای سریع و محاسبهشده، هم از امنیت خود دفاع کند و هم توازن قدرت در منطقه را به نفع خود رقم بزند.
اما امروز ایران در شرایط متفاوتی قرار دارد. از یکسو همچنان با تهدیدات منطقهای و فشارهای اقتصادی از سوی غرب مواجه است و از سوی دیگر، در دنیای کنونی که تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن به سرعت در حال تغییر است، ایران درک کرده است که برای پیشبرد منافع خود باید در شرایطی پیچیدهتر و دشوارتر از همیشه عمل کند.

یکی از مهمترین موضوعات در حال حاضر، جنگ نهم اسفند است که در آن ایران با توانمندیهای نظامی و دیپلماتیک خود در برابر تهدیدات و اقدامات تحریکآمیز دشمنان، از جمله قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، موفق به ایجاد یک وضعیت آتشبس موقت شده است. این جنگ که بیش از یک ماه تنش و درگیری به وقوع پیوست، بهطور موقت وارد مرحله آتشبس شده و نشاندهنده قدرت ایران در مدیریت بحرانها و مهار جنگها به شیوهای است که نه تنها تهدیدات را کنترل میکند، بلکه برای بازگشت به صلح و ثبات در منطقه نیز فضا ایجاد میکند.
مذاکره یا تلهای برای تسلیم؟!

در حالی که در حال حاضر ایران در وضعیت آتشبس قرار دارد و آمریکا همچنان خواهان مذاکره با ایران به شیوه تسیلم شدن است، با توجه به اینکه ایران هیچ وقت خواهان جنگ نبوده و نیست، در حال حاضر هم با رعایت قوانین بین المللی وسیاسی آتش بس، خواهان بازگشت به میز مذاکره است اما این آتشبس نباید بهعنوان یک علامت از تسلیم یا کاهش اقتدار ایران در نظر گرفته شود. برعکس، ایران در شرایط آتشبس همچنان بر مواضع خود، از جمله لغو کامل تحریمها و بازگشت به توافقات پیشین واجرای ده بند مهم تأکید دارد. همانطور که ایران در گذشته نشان داده است، مذاکره تنها زمانی امکانپذیر است که طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند و نه بهعنوان ابزاری برای فشار و تهدید!
این آتشبس و وضعیت موقت، باید بهعنوان یک گام استراتژیک و هوشمندانه از سوی ایران در نظر گرفته شود که نشاندهنده ظرفیت بالای این کشور در مدیریت بحرانها و مذاکره با قدرتهای جهانی است. ایران در عین حال که از منافع خود در برابر تهدیدات خارجی دفاع میکند، همواره بهدنبال فرصتی برای بازسازی و تحکیم صلح در منطقه است.
تنگه هرمز؛ گلوگاه قدرت ایران/سست شدن اقتصاد جهان و افزایش قیمت نفت

در معادلات ژئوپلیتیک منطقه، کمتر نقطهای به اندازه تنگه هرمز دارای اهمیت حیاتی است؛ گذرگاهی که نهتنها شریان اصلی انتقال انرژی جهان به شمار میرود، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای قدرت جمهوری اسلامی ایران در معادلات بینالمللی شناخته میشود. تسلط راهبردی ایران بر این گذرگاه، همواره بهعنوان یک عامل بازدارنده مؤثر در برابر تهدیدات خارجی عمل کرده و معادلات قدرت را بهگونهای تغییر داده که هیچ بازیگری نمیتواند نقش ایران را نادیده بگیرد.
در دورهای که دونالد ترامپ با ادبیات تند و تهدیدآمیز خود سعی در افزایش فشار بر ایران داشت، همین مؤلفه ژئوپلیتیکی به یکی از عوامل اصلی عقبنشینیهای غیرمستقیم او تبدیل شد. ترامپ بارها از گزینههای سخت سخن گفت، اما هرگز نتوانست آن را به اقدام عملی تمامعیار تبدیل کند؛ چراکه بهخوبی میدانست هرگونه تنش گسترده در منطقه، میتواند امنیت این شاهراه حیاتی را به خطر انداخته و اقتصاد جهانی و پیش از همه اقتصاد آمریکا را با شوکی جدی مواجه سازد. این همان نقطهای است که «اقتدار خاموش» ایران خود را نشان میدهد؛ قدرتی که الزاماً در میدان جنگ فریاد نمیزند، اما در محاسبات دشمنان، تعیینکننده است.

هراس از پیامدهای هرگونه درگیری در تنگه هرمز، یکی از دلایل اصلی رفتارهای متناقض و عقبنشینیهای تاکتیکی ترامپ بود. او از یکسو بر طبل تهدید میکوبید و از سوی دیگر، پیام مذاکره و آتشبس مخابره میکرد؛ دوگانهای که ریشه در درک هزینههای سنگین تقابل مستقیم با ایران داشت. این تناقض رفتاری، بیش از هر چیز نشاندهنده آن است که ایران نهتنها در میدان نظامی، بلکه در عرصه راهبردی و اقتصادی نیز ابزارهایی در اختیار دارد که میتواند موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.
در نتیجه، آتشبس نهم اسفند و جنگ رمضان اثباتکننده قدرت دیپلماتیک و نظامی ایران است که میتواند در مقابل تمامی فشارها و بحرانها، استراتژیهای موفقیتآمیز را پیادهسازی کند.